محمد باقر شريعتى سبزوارى
342
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
3 . هر اعتبارى ، حقيقتى دارد . مالكيت اعتبارى ، دليل وجود مالكيت حقيقى است ؛ مانند مالكيت انسان بر اعضا و جوارح و تصورات ذهنى . 4 . علوم اعتبارى بىآثار خارجى نخواهند بود . تمام قتل و جنايتها ، كينه و مهر و زيبا ، خوبىها و بدىها ، سود و زيانها همگى مولود علوم اعتبارى است . 5 . معرف اعتبار ، دادن حدّ چيزى است به چيز ديگر . شير واقعى را در مورد قهرمانى از انسانها به كار مىبريم ؛ يعنى حدّ شير خيابانى را به شير بيابانى مىدهيم . 6 . در مورد اعتباريات ، برهان جارى نمىشود . « 1 » 7 . ممكن است علم اعتبارى ، علم اعتبارى ديگرى را توليد كند . « 2 » 8 . انسان با اعمال قواى فعالهء خود يك سلسله علوم اعتبارى تهيه مىكند . « 3 » 9 . ضابط اعتبارى بودن علمى اين است كه نسبت « بايد » را مىتوان به آن متعلّق فرض كرد . 10 . اعتباريات دو قسم هستند : اعتباريات بالمعنى الاعم و اعتباريات بالمعنى الاخص . 11 . اعتباريات اجتماعى دو قسم مىباشند : الف ) اعتباريات عمومى ثابت ؛ ب ) اعتباريات قابل تغيير . 12 . اعتباريات بالمعنى الاخص با تقسيم ديگر دو قسمند : الف ) اعتباريات قبل الاجتماع ؛ ب ) اعتباريات بعد الاجتماع .
--> ( 1 ) . زيرا برهان دربارهء حقايق جارى مىشود نه اعتباريات . اينها فرضها و اعتبارات فردى و اجتماعى و مولود توهمات و تصورات است و جعل و وضع آن به انسان بستگى دارد ( 2 ) . ما از اعتبار و اختصاص به مالكيت اعتبارى مىرسيم آنگاه مالكيت را به مالكيت شخصى ، نوعى و مالكيت دولتى و خصوصى تقسيم و اعتبار مىنماييم و همچنين اعتبار مجازات و زندان براى تصرفات عدوانى قرار داده مىشود ( 3 ) . قواى فعالهء انسان عبارت است از : غريزهء شهوت و غضب حبّ مال ، رياست ، غريزهء گرسنگى ، تشنگى و جز اينها كه باعث مىشود يك سلسله اعتبارياتى را چون ، زوجيت ، ثروت ، رياست ، دشمنى و دوستى فرض كرده و ترتيب اثر خارجى بدهد